گفت وگو با عوامل مستند «رکاب پیشرفت» | «پیشرفت ایران» به روایت دوربین و دوچرخه

  • کد خبر: ۴۴۳۶۵۵
  • ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۵
گفت وگو با عوامل مستند «رکاب پیشرفت» | «پیشرفت ایران» به روایت دوربین و دوچرخه
مستندی «رکاب پیشرفت» که از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۷ روی آنتن شبکه یک می‌رود، سه دوچرخه سوار را راهی جاده‌های ایران کرده است تا بخشی از ظرفیت‌های اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و طبیعی کشور را به شکلی متفاوت به تصویر بکشند.

شکیبا افخمی راد | شهرآرانیوز؛ مجموعه «رکاب پیشرفت» از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۷ روی آنتن شبکه یک می‌رود. مستندی که به جای ایستادن مقابل کارخانه‌ها و پروژه‌های عمرانی و ارائه گزارشی مستقیم از دستاورد‌های کشور، سه دوچرخه سوار را راهی جاده‌های ایران کرده است تا بخشی از ظرفیت‌های اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و طبیعی کشور را به شکلی متفاوت به تصویر بکشند.

درواقع در این برنامه دوچرخه سواران فقط راوی نیستند؛ آن‌ها بخشی از خود روایتند. یعنی مخاطب در کنار آشنایی با پروژه‌ها و توانمندی‌های کشور، با تجربه‌های روزمره سه گردشگر دوچرخه سوار نیز همراه می‌شود، از رکاب زدن در جاده‌ها و رویارویی با دشواری‌های سفر تا برپا کردن چادر، تهیه غذا و تعامل با مردم مناطق مختلف. «رکاب پیشرفت» به تهیه کنندگی بهروز شهدادنژاد ساخته شده و حمید سلطان آبادیان، عکاس و دوچرخه سوار مشهدی، یکی از سه رکاب زن این مجموعه است. با این دو هنرمند گفت وگویی درباره ویژگی‌های برنامه داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

پیشرفت با نیروی خودمان

سلطان آبادیان درباره چرایی انتخاب دوچرخه در برنامه «رکاب پیشرفت» می‌گوید: این وسیله به ساده‌ترین شکل ممکن حرکت می‌کند و نیروی محرکه اش خود انسان است. درواقع دوچرخه می‌تواند استعاره‌ای از مسیری باشد که برای پیشرفت باید طی شود؛ حرکتی متکی بر توان و نیروی خود.

او تأکید می‌کند این شباهت برایش جذاب بوده است؛ اینکه دوچرخه با رکاب زدن پیش می‌رود و پیشرفت اقتصادی و فرهنگی کشور نیز قرار است با اتکا به توان مردم و ظرفیت‌های داخلی معنا پیدا کند. همین نگاه باعث شده حضور سه دوچرخه سوار در برنامه فقط یک انتخاب فرمی نباشد، بلکه با محتوای اصلی مجموعه ارتباط پیدا کند.

این عکاس که باور دارد دوچرخه برای مردم همیشه جذاب است یادآور می‌شود: در سفر‌های مختلف بار‌ها دیده‌ام که مردم با دیدن دوچرخه سواران واکنش مثبتی نشان می‌دهند، شاید، چون دوچرخه برای بسیاری یادآور آرزو‌های کودکی و نوجوانی است؛ آرزوی سفر کردن، جاده رفتن و کشف کردن. درواقع همین هم ذات پنداری می‌تواند دیدن موضوع‌های صنعتی و اقتصادی را برای مخاطب عمومی ساده‌تر و جذاب‌تر کند.

تجربه‌های متفاوت

یکی از تجربه‌هایی که برای این رکاب زن مشهدی غیرمنتظره بوده، بازدید از یک مجموعه بزرگ گلخانه‌ای است؛ مجموعه‌ای مجهز به فناوری‌های روز که برای مقابله با آفات از زنبور‌های مخصوص استفاده می‌کرد. به گفته او، این زنبور‌ها در گذشته از کشور‌هایی مانند هلند وارد می‌شدند، اما اکنون امکان تکثیر آن‌ها در داخل فراهم شده است.

سلطان آبادیان که حدود شانزده کشور دنیا را رکاب زده است می‌گوید پیش از این سفر تصور نمی‌کرد در کشور خودش با چنین ظرفیت‌هایی روبه رو شود. تماشای طبیعت ایران هم برای او دست کمی از دیدن پیشرفت‌های صنعتی کشور نداشته است. لرستان و چهارمحال و بختیاری از جمله مناطقی بوده‌اند که به واسطه برنامه «رکاب پیشرفت» برای اولین بار سفر کرده و زیبایی‌های طبیعتشان برایش غافل‌گیرکننده بوده است.

سه غریبه که هم سفر شدند

سه رکاب زن در نخستین قسمت در یزد کنار هم قرار گرفتند؛ علی منصوری از ساوه، مهدی گلشن نیا از یزد و حمید سلطان آبادیان از مشهد. آن‌ها پیش از شروع پروژه یکدیگر را نمی‌شناختند، اما یک وجه مشترک داشتند: هر سه با سفر‌های سخت و طولانی با دوچرخه بیگانه نبودند.

سلطان آبادیان می‌گوید همین تجربه مشترک باعث شد خیلی زود با هم ارتباط برقرار کنند. درواقع سفر، آن‌ها را به دوستانی تبدیل کرد که حتی پس از پایان تصویربرداری نیز ارتباطشان ادامه پیدا کرده است و برای سفر‌های دیگری با یکدیگر برنامه ریزی کرده‌اند.

او در بخش دیگری از صحبت هایش درباره تجربه حضور خود مقابل دوربین بیان می‌کند: در ابتدای کار حضور مقابل دوربین سخت بود و احساس می‌کردم باید بازی کنم، اما به مرور این حس از بین رفت. این عکاس خودش به امین امانی، کارگردان مجموعه نیز پیشنهاد داده تا اجازه دهد سه رکاب زن همان آدم‌هایی باشند که در سفر‌های واقعی هستند، بدون دیالوگ‌های تصنعی و رفتار‌های از پیش تعیین شده.

به گفته او، کارگردان نیز این فضا را پذیرفته و در بخش‌های زیادی از برنامه، گفت‌و‌گو‌ها و رفتار‌ها طبیعی بوده است. سه دوچرخه سوار در جاده با هم صحبت می‌کردند، رکاب می‌زدند و زندگی روزمره سفرشان را جلوی دوربین ادامه می‌دادند. درواقع تنها بخش‌هایی که به داستان هر قسمت مربوط می‌شده، طراحی شده بوده است.

خرابی دوچرخه هم وارد قصه شد

در مجموعه «رکاب پیشرفت» اتفاقات معمول سفر با دوچرخه نیز برای جذاب‌تر شدن روایت به کار گرفته شده است. پنچری، خرابی دوچرخه یا پیدا کردن محل اقامت، چیز‌هایی هستند که در سفر یک سایکل توریست کاملا طبیعی‌اند، اما در «رکاب پیشرفت» بهانه‌ای برای رسیدن به یک مقصد تازه بوده‌اند. همین موضوع نیز این برنامه را از سایر برنامه‌های گزارشی و گفت‌و‌گو محور متمایز می‌کند.

سلطان آبادیان نمونه‌ای از این اتفاق را توضیح می‌دهد: در یکی از قسمت ها، خرابی دوچرخه یکی از سایکل توریست‌ها تبدیل به مسیر ورود به یک کارخانه فولاد می‌شود. به این ترتیب، چالش واقعی سفر به بخشی از داستان تبدیل شده و رکاب زن‌ها از دل یک اتفاق معمولی وارد یک فضای صنعتی می‌شوند.

فاصله داشتن از سفر واقعی با دوچرخه

یکی از تصاویری که در مستند دیده می‌شود، برپا کردن چادر و زندگی شبانه در مسیر است؛ اما پشت این تصاویر، واقعیت تولید یک مستند تلویزیونی قرار دارد.

سلطان آبادیان می‌گوید، رکاب زنان ترجیح می‌دادند شب‌ها در چادر بمانند، اما برای سایر گروه تولید چنین شیوه‌ای از سفر دشوار بوده است. در نتیجه، برپایی چادر بیشتر بخشی از روایت تصویری مستند بود تا بازتاب کامل سبک سفر گروه.

او با اشاره به تفاوت‌های مهم میان «سفر واقعی با دوچرخه» و «ساخت یک مستند درباره سفر با دوچرخه» بیان می‌کند: تحقیقات و پژوهش‌های اولیه حدود شش ماه پیش از فیلم برداری انجام شده بود و سوژه‌ها و مسیر کلی هر استان تعیین شده بود. با این حال، در طول سفر اتفاقات پیش بینی نشده‌ای نیز رخ داد؛ از جمله دیدار با عشایر یا آشنایی اتفاقی با خانواده یک شهید در یزد که به بخشی از تجربه سفر تبدیل شد.

به گفته این عکاس در طرح اولیه قرار بود حضور دوچرخه سوار‌ها در جاده گسترده‌تر باشد. آن‌ها شب را در مسیر سپری کنند و صبح گروه تولید به آن‌ها ملحق شود تا زندگی یک سایکل توریست به شکل کامل تری ثبت شود. اما محدودیت زمانی و مالی، شکل نهایی پروژه را تغییر داد.

سلطان آبادیان می‌گوید بسیاری از مسیر‌ها را آن‌ها با دوچرخه طی می‌کردند، در حالی که عوامل با خودرو به محل بعدی می‌رفتند و مستقر می‌شدند. گاهی نیز به دلیل فشردگی برنامه، دوچرخه‌ها روی خودرو قرار می‌گرفت و بخشی از مسیر با ماشین طی می‌شد؛ اتفاقی که برای یک دوچرخه سوار چندان خوشایند نیست.

به گفته او، یکی از سخت‌ترین بخش‌های پروژه همین بود؛ عبور با خودرو از جاده‌هایی که آن قدر زیبا بودند که سه رکاب زن ترجیح می‌دادند آن مسیر‌ها را با دوچرخه طی کنند.

این هنرمند یادآور می‌شود: ویژگی سفر با دوچرخه برای یک عکاس، همین حرکت آهسته و پیوسته است؛ فرصتی برای دیدن دقیق‌تر محیط، توقف، عکاسی و مکث. سرعت بالای تولید تلویزیونی، اما گاهی اجازه چنین مکثی را نمی‌دهد.

دوربین در دست رکاب زن مشهدی

سلطان آبادیان یکی از دلایل حضورش در پروژه را علاوه بر سابقه دوچرخه سواری، عکاسی می‌داند. در بسیاری از بخش‌های مستند او دوربین به دست دارد و از بناها، طبیعت و مجموعه‌هایی که وارد آن‌ها می‌شود عکاسی می‌کند.

از نگاه او، این عکس‌ها می‌توانند بخشی از مستندسازی تصویری از وضعیت امروز ایران باشند؛ تصاویری که شاید سال‌ها بعد ارزش دیگری پیدا کنند. برای مثال ممکن است یک کارخانه، پروژه عمرانی یا مجموعه‌ای که امروز در حال فعالیت است، در سال‌های آینده تغییر کند یا حتی آسیب ببیند، اما عکس می‌تواند سندی از آن مقطع زمانی باشد.

این هنرمند درگذشته نمایشگاهی در کوالالامپور با موضوع زیبایی‌های ایران برگزار کرده و حالا امیدوار است مجموعه تازه‌ای از تصاویر ایران را با ترکیبی از طبیعت، تاریخ، فرهنگ و دستاورد‌های اقتصادی و عمرانی کشور در قالب یک نمایشگاه ارائه کند.

به گفته سلطان آبادیان، «رکاب پیشرفت» در شرایطی روی آنتن رفته که دیدن تصاویر طبیعت، شهر‌ها و دستاورد‌های کشور می‌تواند برای مخاطب حس متفاوتی ایجاد کند. از نگاه او، تیتراژ برنامه نیز بر همین مفهوم حرکت تأکید دارد؛ سه دوچرخه سوار که در جاده‌های سرد و برفی همچنان رکاب می‌زنند و متوقف نمی‌شوند.

پیشرفت از زاویه سه نسل

بهروز شهدادنژاد، تهیه کننده مجموعه مستند «رکاب پیشرفت»، درباره ایده اولیه ساخت آن می‌گوید: هدف ما معرفی بخشی از پیشرفت‌ها و دستاورد‌های کشور بود، اما نمی‌خواستیم این موضوع را در قالب یک برنامه گزارشی معمول دنبال کنیم. از همین رو سه سایکل توریست انتخاب شدند تا خود سفر تبدیل به ابزار روایت شود.

به گفته او این سه دوچرخه سوار از سه نسل متفاوت انتخاب شدند؛ یکی متعلق به نسل پیش از انقلاب که جانباز است، قله‌های ایران را فتح کرده و تجربه رکاب زنی در سه کشور خارجی را دارد؛ نفر دوم از نسل دوران انقلاب است و تمام ایران را با دوچرخه پیموده و نفر سوم حمید سلطان آبادیان از نسل پس از انقلاب است که علاوه بر عکاسی تجربه رکاب زنی در چندین کشور آسیایی را در کارنامه دارد.

پیشرفت فقط کارخانه و ساختمان نیست

تهیه کننده «رکاب پیشرفت» تأکید می‌کند که محور اصلی برنامه، «پیشرفت» است؛ اما قرار نبوده پیشرفت فقط به معنای ساخت وساز و پروژه‌های عمرانی باشد.

از نگاه شهدادنژاد، پیشرفت زمانی معنا پیدا می‌کند که در زندگی مردم نیز دیده شود. به همین دلیل در طراحی برنامه تلاش شده در کنار پروژه‌های صنعتی و عمرانی، پیشرفت‌های مردمی و ظرفیت‌های اجتماعی، فرهنگی و بومی نیز دیده شود.

او بیان می‌کند: برای انتخاب سوژه‌ها نیز تحقیقات گسترده‌ای انجام و با دستگاه‌های مختلف از جمله مجموعه‌های مرتبط با صنعت و معدن و میراث فرهنگی جلساتی برگزار شد. در نهایت با توجه به شرایط آب وهوایی و فصل، شش استان برای تصویربرداری در این مرحله انتخاب شدند.

البته در هر کدام از این استان‌ها تعداد زیادی گزینه وجود داشت، اما به دلیل محدودیت زمان، تنها بخشی از آن‌ها را توانستیم تصویربرداری کنیم. از سوی دیگر شرایط فیلم برداری از همه مجموعه‌هایی که گروه علاقه‌مند به معرفی آن‌ها بود فراهم نشد. چون برخی کارخانه‌ها به دلیل سفارش‌های تولید و فعالیت مداوم، امکان ایجاد وقفه در خط تولید را نداشتند.

جاده‌ای برای روایت

شهدادنژاد می‌گوید که بخش مهمی از جذابیت «رکاب پیشرفت» به این برمی گردد که سفر واقعی در مرکز روایت قرار گرفته است. سه رکاب زن در مسیر با مردم روبه رو می‌شوند، در نقاط مختلف توقف می‌کنند، شب را در مسیر می‌گذرانند و با شرایط واقعی سفر روبه رو می‌شوند.

او باور دارد همین ویژگی باعث شده برنامه تنها یک مجموعه گزارشی درباره پیشرفت نباشد و وجه ایرانگردی نیز پیدا کند تا مخاطب در کنار آشنایی با پروژه‌ها و دستاورد‌های کشور، جاده ها، طبیعت، شهر‌ها و مناطق مختلف ایران را نیز ببیند.

تهیه کننده برنامه «رکاب پیشرفت» همچنین بیان می‌کند، تولید مجموعه پیش از جنگ پایان یافت و پخش آن در شرایط فعلی اتفاق افتاده است. با این وجود از نگاه او، موضوع برنامه محدود به یک مقطع زمانی خاص نیست؛ چون وقتی صحبت از ایران و ظرفیت‌های آن باشد، دیدن دستاورد‌ها و روند توسعه کشور در هر مقطعی می‌تواند برای مخاطب معنا داشته باشد.

او از نمونه‌هایی مانند کارخانه تولید دارو یاد می‌کند که محصولاتش را حتی به کشور‌های دیگر صادر می‌کند و معتقد است دیدن چنین ظرفیت‌هایی می‌تواند برای مردم جذاب باشد.

از سنگر تا سازندگی

شهدادنژاد ساخت ادامه این برنامه را نیز در نظر دارد. او طرحی را برای ادامه مجموعه ارائه کرده که در آن همچنان سه رکاب زن از سه نسل حضور خواهند داشت، اما این بار تجربه جنگ و بازسازی پس از آن نیز وارد روایت می‌شود.

ایده اصلی درباره سفری از «سنگر به سازندگی» است؛ روایتی که تجربه نسلی که جنگ را دیده و در سنگر حضور داشته است، به تلاش‌های امروز برای ساختن و بازسازی بخش‌های آسیب دیده کشور پیوند می‌دهد.

به گفته او، بازخورد‌های دریافت شده از پخش «رکاب پیشرفت» نیز نشان می‌دهد این مدل روایت توانسته است مخاطب خود را پیدا کند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.